کودکان با اختلالات تکاملی–رفتاری (Developmental-Behavioral Disorders) نیازمند ارزیابی دقیق هستند تا علاوه بر توصیف بالینی مشکل (مانند تأخیر تکلم، مشکلات شناختی یا اختلالات رفتاری)، علت زیستی و اتیولوژی زمینهای نیز شناسایی شود. این رویکرد به پزشک کمک میکند نهتنها تشخیص دقیقتر داشته باشد، بلکه امکان مداخله بهموقع، پیشگیری ثانویه و راهنمایی خانواده را فراهم کند.
درمانپذیری برخی اختلالات
برخی بیماریهای متابولیک، ژنتیکی یا نورولوژیک در صورت تشخیص زودرس قابل درمان یا کنترل هستند (مثلاً رژیمهای غذایی خاص در فنیلکتونوری یا مداخلات دارویی در صرع ژنتیکی).
پایش عوارض شناختهشده (مانند بیماریهای قلبی–ریوی در سندروم داون).
پایان دادن به تشخیصپرسی طولانی (Diagnostic Odyssey)
خانوادهها معمولاً ماهها تا سالها بین مراکز مختلف سرگردان میشوند. تشخیص قطعی اضطراب والدین را کاهش داده و مانع آزمایشهای پرهزینه و تهاجمی آینده میشود.
دسترسی به حمایتهای اجتماعی و پژوهشی
خانوادهها میتوانند از گروههای حمایتی مشابه، خدمات توانبخشی ویژه و حتی مشارکت در کارآزماییهای بالینی بهرهمند شوند.
پیشآگهی پزشکی دقیقتر
آگاهی از علت زیستی به پزشک اجازه میدهد آینده عملکردی و پزشکی کودک را بهتر پیشبینی کند (مثلاً پیشبینی سیر شناختی در سندروم ایکس شکننده).
مشاوره ژنتیک برای خانواده
اگر علت ژنتیک مشخص شود، میتوان خطر تکرار در بارداریهای بعدی را تعیین کرد و به خانوادههای گسترده (Extended Family) توصیههای پیشگیرانه ارائه داد.
شرح حال کامل
بارداری و زایمان (عفونتهای مادری، نارس بودن، آسفیکسی).
تاریخچه خانوادگی (سابقه اختلالات تکاملی، عقبماندگی ذهنی، بیماریهای متابولیک).
الگوهای رشدی (زبان، مهارتهای حرکتی، تعامل اجتماعی).
سیر بالینی و بیماریهای همراه.
معاینه فیزیکی دقیق
بررسی دیسمورفیها و ویژگیهای ظاهری (مثلاً صورت خاص در سندروم جنینی الکل).
معاینه نورولوژیک کامل (تون عضلانی، رفلکسها، حرکات غیرطبیعی).
رشد جسمی (میکروسفالی یا ماکروسفالی، رشد قد و وزن).
آزمایشها و تصویربرداریها
ژنتیک مولکولی: کاریوتایپ، CMA (Chromosomal Microarray Analysis)، تستهای هدفمند (Fragile X، MECP2، CGG repeats).
متابولیک: سطح آمینواسیدها، لاکتات، آمونیاک، پروفایل اسیدهای آلی.
نورورادیولوژی: MRI مغز برای بررسی ساختاری (مالفورماسیون، آسیب هیپوکسی–ایسکمیک).
سایر تستهای اختصاصی بسته به یافتههای بالینی (EEG در تشنج، بررسی بینایی–شنوایی).
مطالعات کلاسیک دوقلوها نشان دادهاند که هوش و عملکرد شناختی در محدوده طبیعی یک صفت ارثی است، اما ناشی از تجمع هزاران واریانت کوچک با اثر ضعیف (Polygenic).
آنچه در بالین اهمیت دارد، بیشتر اختلالات ژنتیکی با اثر بالینی بزرگ و شناختهشده است (مانند تریزومیها، سندروم ایکس شکننده، سندروم رِت).
شناسایی این موارد در کودک مبتلا میتواند به مداخلات زودهنگام توانبخشی و درمانی جهت بهبود پیشآگهی کمک کند.
هدف نهایی پزشک در مواجهه با کودک دارای اختلال تکاملی–رفتاری فقط برچسب تشخیصی بالینی نیست (مثلاً ADHD یا ASD)، بلکه جستجوی علت زیستی زمینهای است.
این رویکرد هم به کودک و هم به خانواده و هم به نظام سلامت کمک میکند:
درمان زودرس بیماریهای قابل اصلاح،
کاهش اضطراب خانواده،
دسترسی به خدمات و پژوهش،
پیشبینی دقیقتر آینده،
و پیشگیری از تکرار در نسلهای بعدی.
برخلاف فاکتورهای شایع اما کماثر (polygenic traits)، تمرکز بالینی در ارزیابی کودک با اختلال تکاملی–رفتاری باید بر روی آن دسته از عوامل زیستی و ژنتیکی باشد که اثر بزرگ دارند و میتوانند منجر به یک تشخیص اتیولوژیک مشخص شوند. این موارد معمولاً با شرح حال دقیق، معاینه فیزیکی کامل و تستهای بالینی در دسترس قابل شناساییاند.
تهیه شجرهنامه (Pedigree) چندنسلی یکی از ابزارهای کلیدی برای کشف علت زمینهای است. شرح حال باید شامل اطلاعات زیر باشد:
تاریخچه پزشکی مختصر والدین، خواهر و برادرها، پدربزرگ و مادربزرگ، عمو، عمه، دایی، خاله و حتی فرزندان آنها.
پیشینه قومی و جغرافیایی خانواده.
بررسی وجود خویشاوندی والدین (Consanguinity).
در جوامعی که ازدواج فامیلی رایج است، احتمال وجود بیماریهای ژنتیکی اتوزومال مغلوب افزایش مییابد. حتی در نبود خویشاوندی نزدیک، اگر والدین از یک قومیت مشترک باشند (به دلیل Founder Effect) باز هم احتمال بروز بیماریهای مغلوب بالاتر است.
نمونهها:
در جمعیت یهودیان اشکنازی: افزایش شیوع Tay-Sachs, Canavan disease, Niemann-Pick type A.
در جوامع بسته مذهبی (مانند Amish): شیوع بالاتر چندین بیماری مغلوب متابولیک و تکاملی.
نبود سابقه ازدواج فامیلی هرگز به معنای حذف احتمال بیماری ژنتیک نیست؛ بلکه فقط احتمال را کمی کاهش میدهد.
یک نکته کلیدی این است که شدت و تظاهر بالینی یک بیماری در نسلهای مختلف میتواند متفاوت باشد.
نمونهی بارز:
نوروفیبروماتوز نوع ۱ (NF1)
بیش از ۹۰٪ بیماران: لکهای Café-au-lait و ککمکهای پوستی.
حدود ۵۰٪: مشکلات یادگیری.
درصد کمتری: اوتیسم یا ناتوانی ذهنی.
بنابراین، حتی اگر در نسلهای قبلی فقط علائم پوستی دیده شود، امکان بروز اختلالات شناختی یا رفتاری در نسل بعدی وجود دارد. این اهمیت اخذ تاریخچه وسیع فراتر از صرفاً مشکلات تکاملی یا رفتاری را نشان میدهد.
در ارزیابی اختلالات تکاملی، همیشه Family Pedigree را ترسیم کنید.
به قومیت، ازدواج فامیلی و Founder Effect توجه ویژه داشته باشید.
حتی بیماریهایی با تظاهر کلاسیک (مانند NF1) ممکن است در کودک مورد بررسی با شدت یا فنوتیپ متفاوت ظاهر شوند.
شرح حال خانوادگی نه تنها در شناسایی بیماریهای مغلوب، بلکه در اختلالات اتوزومال غالب با بیان متغیر نیز کلیدی است.
جمعبندی: شرح حال خانوادگی دقیق (با ترسیم pedigree و پرسش در مورد قومیت و ازدواج فامیلی) یکی از ابزارهای ساده ولی پرقدرت در دست پزشک کودک است که میتواند مسیر تشخیص اتیولوژیک اختلالات تکاملی–رفتاری را بهطور اساسی تغییر دهد.
علت: تکرار سهنوکلئوتیدی (CGG) در ژن FMR1 واقع بر کروموزوم X.
پدیده anticipation: در هنگام انتقال از مادر، تعداد تکرارها افزایش یافته و تظاهر بیماری در نسلهای بعد شدیدتر میشود.
فنوتیپهای متنوع:
پسران (hemizygous): تأخیر تکاملی شدید و ناتوانی شناختی.
زنان (heterozygous): ممکن است عملکرد شناختی طبیعی داشته باشند ولی دچار نارسایی زودرس تخمدان (POI) شوند.
حاملین premutation (مرد یا زن): در بزرگسالی مستعد بروز سندروم لرزش-آتاکسی مرتبط با X شکننده (FXTAS) هستند.
نکته بالینی مهم: در پسر با تأخیر تکاملی، بررسی سلامت و تکامل داییها و خالهها ضروری است تا احتمال بیماریهای X-linked از جمله Fragile X مشخص شود.
الگوی وراثت: mtDNA صرفاً از مادر به ارث میرسد.
ویژگی کلیدی: وجود هتروپلاسمی (درصد متغیر از DNA میتوکندری معیوب در بافتهای مختلف). این تفاوت در سطح هتروپلاسمی، شدت و نوع علائم را بین افراد یک خانواده تغییر میدهد.
مثال بالینی:
کودک با MELAS (encephalomyopathy, lactic acidosis, stroke-like episodes) ناشی از جهش m.3243A>G در سطح بالای هتروپلاسمی.
بستگان مادری همان کودک ممکن است تنها دچار دیابت، کاهش شنوایی یا میگرن باشند که ناشی از سطح پایینتر هتروپلاسمی است.
نبود بیماری مشابه در خانواده، رد کننده اختلال ژنتیک نیست.
دلایل:
بیماریهای اتوزومال مغلوب در جوامع غیراندوگامیک معمولاً بدون سابقه قبلی ظاهر میشوند.
درصد قابل توجهی از موارد اختلالات ژنتیک نتیجه جهشهای de novo در کودک (proband) هستند، نه جهشهای ارثی.
Whole Exome Sequencing (WES) در سهگانه (پروبان + والدین) امروزه نشان داده است که بسیاری از اختلالات تکاملی منشأ de novo دارند.
سابقهی سقط مکرر:
وجود چندین سقط خودبهخودی در مادر میتواند نشانهی ناقل بودن یکی از والدین برای یک جابجایی متوازن کروموزومی (balanced translocation) باشد.
شیوع این آنومالیها در حدود ۵٪ زوجین با سقط مکرر گزارش شده است.
افراد حامل معمولاً فنوتیپ طبیعی دارند اما در گامتهای آنها عدم تعادل کروموزومی رخ میدهد و این میتواند منجر به:
جنین غیرقابل حیات
یا تولد کودکی با اختلالات دوز ژنی و در نتیجه تأخیر تکاملی شود.
اختلالات ترومبوفیلیک:
سقط مکرر همچنین میتواند نشاندهندهی اختلالات ترومبوفیلیک در مادر باشد. این شرایط در مادر یا جنین، خطر سکتههای ایسکمیک در دورهی پریناتال را افزایش میدهد و در ادامه به تأخیر تکاملی منجر میشود.
روشهای کمکباروری (ART, IVF):
استفاده از IVF به طور کلی با افزایش قابل توجه اختلالات تکاملی-رفتاری همراه نیست.
با این حال، احتمال بروز اختلالات ناشی از ایمپرینتینگ DNA در این گروه بیشتر است.
ایمپرینتینگ: تغییرات اپیژنتیک مانند متیلاسیون DNA که بیان ژنها را کنترل میکند.
مثال بارز: سندرم آنجلمن (Angelman syndrome)
علت: اختلال در متیلاسیون DNA که منجر به عدم بیان آلل مادری ژن UBE3A میشود.
تابلوی بالینی:
تأخیر تکاملی شدید
خلق شاد با لبخند و خنده مکرر
آتاکسی و ترمور
صرع شایع
دیابت مادری:
افزایش خطر آنومالیهای ساختاری مغز و سایر ناهنجاریها.
حتی در غیاب مالفورماسیون آشکار، میتواند منجر به اختلالات ظریفتر در تکامل کودک شود.
سوءتغذیه مادر و SGA:
کوچک بودن برای سن بارداری (SGA) بهطور مشخص با پیامدهای تکاملی ضعیفتر همراه است.
مصرف مواد مخدر تفریحی:
الکل: طیف وسیعی از اثرات شامل:
مشکلات رفتاری خفیف
محدودیت رشد شدید
ناهنجاریهای مادرزادی متعدد
بستگی به میزان مصرف و زمان قرارگیری در معرض دارد.
سایر مواد (کوکائین، ماریجوانا، اپیوئیدها):
با طیف متنوعی از اختلالات رفتاری، تکاملی و مرفولوژیک در ارتباط هستند.
داروهای تجویزی با اثر تراتوژن:
شامل وارفارین، فنیتوئین، والپروات، اسید رتینوئیک و ...
اغلب با الگوهای خاص بالینی در معاینه همراه هستند.
عفونتهای پریناتال:
با واکسیناسیون، شیوع سرخجه و واریسلا کاهش یافته است.
اما سایتومگالوویروس مادرزادی (CMV):
شیوع: ۱ در ۱۵۰ تولد
۱۰٪ علامتدار در بدو تولد
درگیریها:
تأخیر تکاملی (۶۶٪)
کمشنوایی (۳۳٪)
اختلال بینایی (۳۳٪)
ویروس زیکا:
ارتباط قطعی با میکروسفالی و تأخیر تکاملی
بار نهایی بیماری در سطح جمعیت هنوز روشن نیست.
دوره پریناتال (Perinatal Period)
در برخی موارد نادر، شرایط بالینی مادر در دوران بارداری میتواند نشاندهندهی وجود یک اختلال متابولیک یا ژنتیکی در جنین باشد. برای مثال، کبد چرب حاد بارداری (Acute Fatty Liver of Pregnancy) به طور قابلتوجهی در زنان بارداری که جنین مبتلا به اختلال اکسیداسیون اسیدهای چرب بهویژه کمبود آنزیم LCHAD (Long-chain 3-hydroxyacyl-CoA dehydrogenase deficiency) است، شایعتر گزارش شده است.
اغلب والدین میتوانند اطلاعاتی نظیر وزن تولد، سن بارداری هنگام تولد و حتی نمره آپگار کودک را به پزشک ارائه کنند. این دادههای اولیه نقش مهمی در ارزیابی تاریخچه تکاملی دارند.
مطالعات متعدد نشان دادهاند که کودکان نارس (Preterm infants) بهویژه با سن بارداری پایینتر و وزن تولد کمتر، با خطر بالاتری از تاخیرهای تکاملی مواجه هستند. این گروه در معرض مشکلاتی نظیر:
هیدروسفالی
پریونتریکولار لکومالاسی (PVL)
بیماریهای مزمن ریه مانند BPD (Bronchopulmonary Dysplasia)
قرار دارند.
شواهد اخیر نشان میدهد تولد زودرس میتواند با تغییرات اپیژنتیک پایدار همراه باشد که احتمالاً بر بیان ژنی در طول عمر اثر میگذارد. با این حال، پیشرفتهای جدید در مراقبتهای نوزادان سبب شده است پیامدهای تکاملی نوزادان نارس بهطور قابلتوجهی نسبت به دهههای گذشته بهبود یابد. بنابراین هنگام تفسیر مقالات قدیمی، باید این پیشرفتهای درمانی و مراقبتی را در نظر گرفت.
نمره آپگار، ابزاری استاندارد و قدیمی برای ارزیابی وضعیت نوزاد و پاسخ او به احیای اولیه است. مطالعات نشان دادهاند که نمره آپگار پایین در ۵ دقیقه یا بیشتر با افزایش خطر مشکلات تکاملی در آینده همراه است. با این حال، باید تأکید شود که اکثر نوزادان با آپگار پایین، ناتوانی تکاملی دائمی پیدا نمیکنند.
زمانی که شک به آسیب هیپوکسی-ایسکمیک پریناتال (HIE) وجود داشته باشد، ارزیابی باید فراتر از آپگار شامل:
آزمایشهای آزمایشگاهی جهت بررسی اختلال عملکرد چندسیستمی
EEG برای بررسی فعالیت الکتریکی مغز
MRI مغزی جهت تعیین محل و شدت آسیب
باشد. یافتههای تصویربرداری نقش مهمی در پیشآگهی دارند؛ بهطوریکه آسیب گرههای قاعدهای (Deep gray matter injury) نسبت به آسیب محدود به کورتکس پیشآگهی بدتری دارد.
امروزه هیپوترمی درمانی (Therapeutic Hypothermia) و تجویز دوز بالای اریترپوئیتین (Erythropoietin) اثربخشی چشمگیری در بهبود پیشآگهی تکاملی نوزادان با HIE نشان دادهاند. بنابراین، در تاریخچه تکاملی نوزاد، ثبت دقیق مداخلات انجامشده در دوران نوزادی اهمیت بالینی زیادی دارد.
کودکانی که با بیماریهای مزمن متولد میشوند، در معرض خطر بالاتر تأخیرهای تکاملی هستند. یکی از شایعترین بیماریها، بیماری قلبی مادرزادی (CHD) است که حدود ۱٪ از جمعیت را درگیر میکند و در ۱ کودک از هر ۳۰۰ نفر نیاز به جراحی ترمیمی در کودکی وجود دارد.
بیماریهای مزمن و تأخیر تکاملی
بیماری قلبی مادرزادی (CHD):
شیوع: حدود ۱٪ جمعیت؛ ۱ مورد از هر ۳۰۰ کودک نیازمند جراحی اصلاحی.
مکانیزم تأخیر تکاملی:
کاهش جریان خون و اکسیژنرسانی مغزی
همراهی با سندرمهای ژنتیکی (دان، ترنر، نونان، ویلیامز، 22q11 deletion).
Clinical Pearl: غربالگری تکاملی روتین در این بیماران باید جدی گرفته شود.
سرطانهای کودکی:
شیمیدرمانی و رادیوتراپی مغز → نقایص شناختی پایدار.
کمخونی داسی شکل (Sickle Cell Disease):
شایعترین بیماری ژنتیک در آفریقایی-آمریکاییها.
سکتههای مغزی (cerebral infarction) → تأخیر تکاملی.
عفونتهای CNS (مثل HSV encephalitis یا Group B strep meningitis):
درصد بالایی از موارد → اختلال تکاملی پایدار.
آسیب مغزی تروماتیک (TBI):
شیوع: تا ۳٪ کودکان.
شدت آسیب با وسعت اختلالات شناختی رابطه مستقیم دارد.
تأخیر تکاملی ممکن است سالها بعد باقی بماند.
نکات مرتبط با تغذیه و تکامل
کودکان اوتیستیک:
رژیم غذایی محدود → کمبود ریزمغذیها (ویتامین D، آهن، B12 و …).
توصیه: بررسی دقیق تغذیه و مکملیاری در صورت لزوم.
سوءتغذیه و ناامنی غذایی (Food Insecurity):
اثر مستقیم بر رشد و تکامل.
توصیه: پرسش فعال درباره امنیت غذایی خانواده.
اختلالات عصبی-بلع (Aspiration, Dysphagia):
میتواند علت یا پیامد تأخیر تکاملی باشد.
بیماریهای متابولیک ارثی:
مثال: کمبود Ornithine Carbamoyltransferase (OCT deficiency)
اختلال چرخه اوره → هیپرآمونمی.
طیف بالینی: از انسفالوپاتی نوزادی کشنده تا موارد خفیف مزمن.
در دختران (X-linked): فنوتیپ موزائیکی → تظاهرات خفیفتر.
سرنخ بالینی در شرح حال تغذیه:
پرهیز خودبهخودی از پروتئین (گوشت).
اپیزودهای خفیف انسفالوپاتی پس از مصرف پروتئین.
جمعبندی بالینی برای متخصصین:
در کودکی با تأخیر تکاملی همیشه شرح حال پزشکی (بیماری مزمن، جراحیها، داروها) و شرح حال تغذیهای (الگوهای غذایی، نشانههای سوءجذب یا محدودیتهای رژیم) را با دقت بررسی کنید.
بیماریهای قلبی، سرطانی، خونی و متابولیک همگی میتوانند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر تکامل اثر بگذارند.
شرح حال تغذیهای دقیق میتواند سرنخ تشخیصی حیاتی بهویژه در اختلالات متابولیک فراهم کند.
علاوه بر ثبت سطح فعلی تکامل کودک، بررسی سیر تغییرات مهارتها در طول زمان اهمیت دارد.
توجه به سن شروع علائم، سرعت پیشرفت یا پسرفت، و حیطههای تکاملی درگیر، سرنخ تشخیصی ارزشمندی برای تشخیصهای افتراقی فراهم میکند.
کودک با DQ (Developmental Quotient) ثابت پایین از ابتدا (مثلاً DQ=50 در تمام دوران کودکی):
→ بیشتر مطرحکننده علل ژنتیک، سندرمی یا مشکلات نورودولوپمنتال پایدار است.
کودک با تکامل طبیعی اولیه و سپس توقف (Plateau) و پسرفت:
مطرحکننده بیماریهای پیشرونده متابولیک یا نورودژنراتیو.
مثالها:
X-linked adrenoleukodystrophy (X-ALD): رشد اولیه طبیعی → مشکلات رفتاری ظریف → افت شناختی سریع → دمیلیناسیون پیشرونده (قابل توقف با پیوند مغز استخوان در مراحل اولیه).
Lysosomal storage disorders (Sanfilippo, Niemann-Pick C, neuronal ceroid lipofuscinosis): سیر مشابه با مشکلات رفتاری و سپس افت نورولوژیک.
Duchenne muscular dystrophy: رشد حرکتی درشت نزدیک به طبیعی → توقف → ضعف پیشرونده عضلانی.
Mitochondrial diseases (مانند Leigh syndrome): پسرفت مرحلهای در زمان استرس، عفونت یا ناشتا بودن. MRI: درگیری هستههای قاعدهای/ساقه مغز.
Rett Syndrome (در دختران، X-linked dominant, MECP2 mutation):
سال اول زندگی طبیعی → پسرفت سریع تکامل → فاز ثبات با عقبماندگی شدید.
ویژگیها: حرکات تکراری دست (hand-wringing)، تنفس غیرطبیعی، تشنج، میکروسفالی اکتسابی.
اغلب در ابتدا با Autism Spectrum Disorder اشتباه میشود.
اختلال بارز در یک حیطه تکاملی خاص:
تأخیر حرکتی درشت (Gross motor delay): احتمال SMA یا دیستروفی عضلانی.
تأخیر بارز زبان (Language delay) با سایر حوزهها نسبتاً سالم: احتمال خطاهای متابولیک در مسیر سنتز یا انتقال کراتین.
ثبت دقیق تاریخچه تکاملی (نه فقط وضعیت فعلی) میتواند کلید تشخیص افتراقی باشد.
توجه به الگوی شروع، سرعت پیشرفت، و حوزه غالب درگیر میتواند بیماریهای متابولیک یا ژنتیک نادر اما درمانپذیر (مانند X-ALD یا اختلالات کراتین) را زودتر آشکار کند.
در مواردی که امکان درمان قطعی وجود دارد (مثل پیوند در X-ALD)، تشخیص زودهنگام حیاتی است.
یکی از اجزای مهم و عینی در ارزیابی تکاملی-پزشکی کودک، مستندسازی قد، وزن و دور سر است. الگوی تغییرات این شاخصها در طول زمان میتواند به پزشک در جهتیابی تشخیصی و یافتن اتیولوژی کمک کند.
بسیاری از علل ژنتیکی تأخیر تکاملی با کوتاهقدی همراه هستند. از جمله سندرم نونان (Noonan syndrome) که یکی از شایعترین بیماریهای ژنتیکی است (شیوع تا ۱ در ۱۰۰۰ نفر). این بیماری معمولاً ناشی از جهشهای هتروزیگوت در ژنهای مسیر سیگنالینگ داخلسلولی Ras است (شایعترین ژن: PTPN11).
ویژگیهای بالینی نونان شامل:
کوتاهقدی
چهرهی خاص
تأخیر خفیف تکاملی
کاردیومیوپاتی و بیماریهای دریچهای قلب
تشخیص این سندرم اهمیت زیادی دارد زیرا پروتکل مراقبتی اختصاصی شامل هورمون رشد، پایش قلب و بررسی استعداد به خونریزی باید اجرا شود.
برخی اختلالات ژنتیکی با قد بلند و تأخیر تکاملی همراه هستند:
سندرم کلاینفلتر (47,XXY): با شیوع ۱ در ۵۰۰ پسر. مشخصات: بلندقامی، ناتوانیهای یادگیری زبانی، بیضههای کوچک.
سندرم سوتوس (Sotos syndrome): ناشی از جهش ژن NSD1. ویژگیها: بلندقامی، ماکروسفالی، تأخیر تکاملی و چهره متمایز.
بزرگی دور سر میتواند منشأ ژنتیکی یا غیرژنتیکی داشته باشد:
هیدروسفالی: مادرزادی یا اکتسابی (مثلاً به دنبال خونریزی داخلبطنی در نوزاد نارس).
سندرم X شکننده (Fragile X): اغلب در پسران، همراه با ماکروسفالی.
بیماری الکساندر: همراه با پسرفت تکاملی و جهش در ژن GFAP.
جهش ژن PTEN: در ۱۰٪ بیماران با تأخیر تکاملی/اوتیسم و ماکروسفالی دیده میشود. اهمیت بالینی: این بیماران و حاملین سالم جهش ریسک بالای سرطان پستان، رحم و تیروئید دارند؛ لذا توصیه میشود در تمام بیماران ماکروسفالیک با تأخیر تکاملی یا اوتیسم، بررسی ژنتیکی PTEN انجام شود.
شایع در کودکان با تأخیر تکاملی. ممکن است:
اکتسابی (مثلاً پس از آسیب هیپوکسی-ایسکمیک در شیرخوارگی) → ابتدا نرمال و سپس کاهش پیشرونده نسبت به منحنی رشد.
سندرومیک: در رت (Rett syndrome) و آنجلمن (Angelman syndrome).
نکته مهم بالینی: مقایسه نسبت قد و دور سر میتواند ارزش تشخیصی داشته باشد. مثال:
آکندروپلازی: ماکروسفالی نسبی و مطلق نسبت به قد.
سندرم سوتوس: قد بلند + ماکروسفالی.
جهش PTEN: ماکروسفالی + قد طبیعی.