1404/12/04 15:11:40
تکامل زبان و اختلالات ارتباطی نلسون

تکامل زبان و اختلالات ارتباطی
Nelson Textbook of Pediatrics – Chapter 53
Language Development and Communication Disorders
Janet Y. Bang & Heidi M. Feldman
در این فصل، تکامل زبان و اختلالات ارتباطی از منظر عصبتحولی، بالینی و آموزشی بررسی میشود. با توجه به اینکه حوزه تخصصی شما تکامل کودک است، این فصل از نظر غربالگری زودهنگام، افتراق اختلال زبان از تأخیر تکاملی عمومی، و تصمیمگیری ارجاعی اهمیت بالینی مستقیم دارد.
**ترجمه تخصصی فصل رشد زبان (برگرفته از کتاب نلسون) برای انتشار در سایت «نی نی تست»** مخاطب: متخصصان اطفال، کاردرمانگران، گفتاردرمانگران، روانشناسان و دانشجویان علوم پزشکی ---
رشد و تکامل زبان در کودکان: مرجع کامل بر اساس کتاب نلسون
مقدمه: تنوع زبانی و ارتباط انسانی
در جهان بیش از ۶۰۰۰ زبان وجود دارد که هر کدام دارای مجموعهای متمایز از نمادها (Symbols) هستند. نمادها به عنوان کلمات یا نشانههایی تعریف میشوند که به اشیا، اعمال، ایدهها یا روابط اشاره میکنند. انسانها با ترکیب نمادها به روشهای نوین، میتوانند تعداد نامحدودی از معانی را خلق کنند.
ارتباط انسانی (Human Communication) شامل چهار حوزه اصلی است:
- زبان (Language)
- گفتار (Speech)
- اشارات غیرکلامی (Nonverbal Gestures)
- زبان نوشتاری (Written Language)
کودکان با رشد طبیعی، مهارتهای زبانی را به ظاهر بدون تلاش یا آموزش مستقیم در اوایل مسیر رشد خود یاد میگیرند. با این حال، تنوع گستردهای در چگونگی و زمان یادگیری و استفاده کودکان از زبان، گفتار و ارتباط وجود دارد. در سطح جهانی، خانوادهها از نظر زبان(های) خاصی که صحبت میکنند و روشهایی که برای انتقال باورها، ارزشها و شرایط خود به کار میبرند، متفاوت هستند. کودکان نیز از نظر سرعت یادگیری زبان و بالاترین سطح مهارتی که کسب میکنند، با یکدیگر تفاوت دارند.
نقاط عطف (Milestones) در هر حیطه (زبان، گفتار، ارتباط)، نشاندهنده مراحل تدریجی ورود ساختارها و مهارتهای جدید به تواناییهای زبانی کودک هستند. برخی کودکان برای یادگیری زبان یا قابلدرکسازی گفتار خود نیاز به آموزش مستقیم یا حمایت بالینی دارند.
تکامل طبیعی (Typical Development)
تکامل واجشناسی (Development of Phonology)
هر زبان از مجموعهای از صداهای گفتاری (Speech Sounds) یا واجها (Phonemes) تشکیل شده است. تعداد این صداها در زبانهای مختلف متفاوت است (به عنوان مثال: زبان هاوایی ۱۳ واج، کانتونی بیش از ۳۶ واج، و انگلیسی ۴۶ واج دارد).
ادراک گفتار (Speech Perception) به ساختارهای فیزیکی گوش و سیستم پردازش شنوایی وابسته است. جنینها از هفته ۲۸ بارداری قادر به تشخیص صدا هستند. در عرض ۵ روز پس از تولد، نوزادان میتوانند توانایی تشخیص صداهای مصوت (مانند تفاوت بین انگلیسی و سوئدی) را نشان دهند و ترجیح خود را نسبت به محیط زبانی تکزبانه یا دو زبانه دوران پیش از تولد (مانند انگلیسی در مقابل تاگالوگ-انگلیسی) بروز دهند.
توضیح بیشتر :
جایگاه زبانی: Tagalog پایه و اساس زبان فیلیپینی (Filipino) است که زبان ملی فیلیپین میباشد. تفاوتهایی بین Tagalog و Filipino وجود دارد، اما معمولاً در متون علمی به جای یکدیگر به کار میروند.
ویژگیهای آوایی (Phonological Features): برای متخصصان گفتار و زبان جالب است بدانید که Tagalog دارای سیستم واجی (Phonological System) متفاوتی با فارسی و انگلیسی است. به عنوان مثال:
تعداد واجها و نحوه ترکیب آنها منحصربهفرد است.
این موضوع در ادراک گفتار (Speech Perception) نوزادان دو زبانه (Tagalog-English) بسیار مهم است. همانطور که در متن نلسون اشاره شد، نوزاد در عرض چند روز پس از تولد میتواند بین این دو محیط زبانی تمایز قائل شود.
اهمیت در متن: کتاب نلسون از این مثال استفاده کرده تا نشان دهد که نوزادان حتی در محیطهای دو زبانه (Bilingual Environments) نیز قادر به تشخیص و تمایز صداهای گفتاری هستند و ترجیح خود را به زبان(های) محیط prenatal نشان میدهند. این یک استدلال قوی بر علیه باور غلطی است که میگوید دو زبانه بودن کودک را دچار تأخیر زبانی میکند.
نتیجهگیری: Tagalog صرفاً یک مثال زبانی است و برای خواننده فارسیزبان، دانستن این که یک زبان آسیایی است (مشابه مالایی یا اندونزیایی) کفایت میکند. در ترجمه، معادل «تاگالوگ» به کار میرود و نیازی به توضیح اضافه در متن اصلی نیست.
نوزادان ادراک خود از صداهای گفتاری را از طریق تواناییهای زیر توسعه میدهند:
- ردیابی احتمالات آماری ترکیبهای صوتی (مثلاً ترکیب b + a در زبان رایجتر از b + d است).
- بخشبندی صداها و کلمات از جریان گفتار (Segmenting Sounds and Words from a Stream of Speech).
- هماهنگ شدن با صداهای گفتاری زبان(های) مربوط به خود.
کودکان بزرگتر یا بزرگسالانی که زبانی جدید میآموزند، نیاز به یادگیری یک مجموعه صوتی جدید (New Speech Sound Inventory) دارند.
تولید گفتار (Speech Production) شامل فعالسازی ساختارهای فیزیکی دستگاه تنفسی و حفره دهان، از جمله لبها، زبان و تارهای صوتی است که همه به صورت هماهنگ عمل میکنند.
- نوزادان در ۴-۶ هفتگی شروع به تولید صداهای غیرگفتاری مانند غان و غون (Cooing) میکنند.
- در ۶-۸ ماهگی، بسیاری از نوزادان به بابلینگ متعارف (Canonical Babbling) مانند "بابابا" و سپس بابلینگ متنوع (Variegated Babbling) مانند "باداددا" میپردازند.
- نوزادانی که از بدو تولد در معرض زبان اشاره (Sign Language) قرار میگیرند، تقریباً در همان زمانی که نوزادان شنوا شروع به بابلینگ صوتی میکنند، بابلینگ دستی (Manual Babbles) را نشان میدهند.
این مهارتها زمینهساز اولین کلمات (First Words) و سپس ترکیب کلمات (Word Combinations) کودک میشوند. تولید گفتار در طول اوایل کودکی ادامه مییابد. صداهای همخوان سادهتر (در انگلیسی: p, b, m, h, w) در حدود ۳ سالگی و صداهای دشوارتر (در انگلیسی: l, s, r, v, ch, th) معمولاً در حدود ۷ سالگی به بلوغ میرسند.
رشد واژگان، صرف و نحو (Development of the Lexicon, Morphology, and Syntax)
تعیین زمان دقیق درک اولین کلمه توسط کودک دشوار است، اما بسیاری از کودکان اولین کلمات خود را در حدود ۱ سالگی بر زبان میآورند. گزارشها از خانوادههای انگلیسیزبان در ایالات متحده نشان میدهد که اولین کلمات میتوانند از ۷ ماهگی تا ۱۵ ماهگی ظاهر شوند.
اولین کلمات کودک نشاندهنده مهارتهای بیانی (Expressive Skills) در واژگان (Lexicon) او هستند و ممکن است از مقولههای مختلفی (مانند افراد، اشیا و سلام و احوالپرسی) بیایند. بسیاری از کودکان بین ۷ تا ۱۵ ماهگینام خود را تشخیص میدهند.
یادگیری اولیه کلمات معمولاً بسیار کند است، اما سرعت کسب کلمات جدید به تدریج شتاب میگیرد. خطاهای واژگانی بیانی (Expressive Lexical Errors) در این سن رایج هستند و میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- تعمیم افراطی (Overextensions): مثلاً نامیدن تمام اشیای خوراکی با کلمه "سیب".
- تعمیم محدود (Underextensions): مثلاً فقط یک قاشق خاص را "قاشق" نامیدن.
بین ۱ تا ۲ سالگی، کودکان واژگانی بالغ بر بیش از ۵۰ کلمه میسازند. انفجار واژگانی (Vocabulary Spurt) به شتاب سریع در یادگیری کلمات گفته میشود که معمولاً پس از رسیدن کودک به ۵۰ کلمه در زبان بیانی و همزمان با شروع عبارات دوکلمهای (Two-word Phrases) رخ میدهد.
در حدود ۲ سالگی، کودکان شروع به نشان دادن درک رو به رشد خود از صرف (Morphology) و نحو (Syntax) میکنند. قواعد صرف و نحو در زبانهای مختلف متفاوت است. مهارتهای نحوی دریافتی (Receptive Syntax) کودک زمانی آشکار میشود که میتواند دستورات ساده را دنبال کند یا به سوالات "چه کسی، چه چیزی، کجا" پاسخ دهد.
نقاط عطف بیانی قابل توجه در صرف زبان انگلیسی شامل استفاده از:
- زمان استمراری حال (Present Progressive Tense): مانند "go-ing" (در حال رفتن).
- جمع با s (Plural -s): مانند "dog-s" (سگها).
مهارتهای نحوی بیانی (Expressive Syntax) از طریق ترکیب کلمات خلاقانه اولیه کودک مشهود است که با ترکیبهای دوکلمهای شروع میشود و احتمالاً با مدل بزرگسالان متفاوت است (مثلاً در انگلیسی "me down!" یا "ick eggs!").
در ۳ سالگی، کودکان شروع به تولید جملاتی به طول پنج کلمه با دستور زبان پیچیدهتر میکنند، مانند:
- نفی (Negation): مثلاً در انگلیسی "I no want to" (من میخوام نه).
- سوال (Questions): مثلاً "What he do?" (او چه کار میکند؟).
همانطور که در این مثالها دیده میشود، خطاهای واژگانی، صرفی و/یا نحوی در درک و تولید در این مرحله اولیه از رشد نحوی (Syntactic Development) رایج هستند. خطاهای صرفی یا نحوی در تولید ممکن است شامل تعمیم افراطی (Overgeneralizations) باشند، مانند:
- در انگلیسی: تعمیم پسوند "-ed" به همه افعال (مثلاً گفتن "runned" به جای "ran").
- در اسپانیایی، ایتالیایی یا فرانسوی: استفاده از حروف تعریف مذکر با اسامی مؤنث.
در ۴-۵ سالگی، کودکان قادر به استفاده از جملات با دستور زبان شبیه بزرگسالان (Adult-like Grammar) هستند (مثلاً در انگلیسی "I fell because I was running too fast.")، اگرچه ممکن است هنوز اشتباهاتی داشته باشند (مثلاً "I gots 1 game and he got 3 games."). کودکان همچنین درگیر گفتمان طولانیتر، منسجم و متصل (Longer, Coherent, Connected Discourse) میشوند، مانند تعریف کردن یا بازگویی داستانها و شرح مراحل یک فعالیت آشنا، مثل حمام کردن.
کاربرد بالینی برای متخصصان
درک این مراحل رشدی برای پایش تکامل (Developmental Surveillance) و غربالگری (Screening) کودکان ضروری است. هرگونه انحراف از الگوهای طبیعی یا وجود تأخیر (Delay)، ناهماهنگی (Dissociation) و انحراف (Deviation) در کسب مهارتهای زبانی، نیازمند بررسی دقیقتر و احتمالاً ارجاع به متخصص تکامل کودک، گفتاردرمانگر یا روانشناس است.
برای ارزیابی دقیقتر میتوانید از تست ASQ آنلاین و سایر ابزارهای غربالگری تکامل استفاده کنید. در صورت نیاز به مشاوره تخصصی در شیراز یا سایر شهرها، میتوانید از طریق سایت «نی نی تست» با مشاوران تکامل در ارتباط باشید.
کلمات کلیدی: رشد زبان کودک، مراحل رشد گفتار، واجشناسی، صرف و نحو، واژگان، بابلینگ، اولین کلمات، غربالگری تکامل، تست ASQ آنلاین، اختلال زبان، گفتاردرمانی، متخصص اطفال، تکامل کودک، شیراز، نی نی تست.
تکامل مهارتهای کاربردشناختی (Pragmatic Skills Development)
مهارتهای کاربردشناختی (Pragmatics) از اوایل نوزادی آغاز میشوند و زیربنای ارتباط اجتماعی مؤثر را تشکیل میدهند.
شروع در شیرخوارگی
۳–۴ ماهگی:
توانایی توجه به نگاه دیگران و دنبال کردن مسیر نگاه (Gaze Following) شکل میگیرد.
حدود ۳ ماهگی:
نوزاد وارد «پروتوگفتگو» (Protoconversation) میشود؛ الگوی نوبتگیری (Turn-taking Pattern) شبیه گفتوگوی اولیه.
تعاملات پاسخدهنده و وابسته به رفتار کودک (Responsive & Contingent Interactions) به نوزاد کمک میکند:
ریتم تعامل (Timing & Rhythm) را تجربه کند
حالت چهره (Facial Expressions)
زبان بدن (Body Language)
آهنگ گفتار (Intonation)
را تقلید و تمرین کند.
توجه مشترک (Joint Attention)
توجه مشترک زیربنای:
تکامل زبان (Language Development)
مهارتهای اجتماعی (Social Skills)
تکامل شناختی (Cognitive Development)
است و به کودک اجازه میدهد معانی را بر تجربهها «نگاشت» کند (Mapping Meaning onto Experience).
اشاره و اعمال ارتباطی اولیه
را انجام دهند.
دامنه طبیعی بروز این مهارتها وسیع است (Wide Developmental Variability).
تمرکز مشترک فعال (Joint Focus of Attention)
جزئی کلیدی از مهارت مکالمه:
این مهارت پایه نوبتگیری در مکالمه (Conversational Turn-taking) است.
مهارتهای مکالمه (Conversation Skills)
این مهارتها برای:
ضروری هستند.
زبان غیرلفظی / استعاری (Nonliteral / Figurative Language)
در سن مدرسه و نوجوانی، مهارتهای زبان غیرلفظی (Figurative Language Skills) تکامل مییابد، شامل:
کنایه (Hints)
اصطلاحات رایج (Idioms)
استعاره (Metaphors)
اغراق (Hyperbole)
شوخی (Humor)
طعنه (Sarcasm)
ترتیب تکاملی درک و بیان
در تکامل واژگان (Lexical Development) ، درک (Receptive Language) معمولاً پیش از بیان (Expressive Language)
رخ میدهد.
اما در تکامل شوخی، تولید شوخی (Humor Production) ممکن است پیش از درک کامل آن (Full Comprehension of Meaning) ظاهر شود.
نکته بالینی در حوزه تکامل کودک
در غربالگری تکاملی سنین ۹ تا ۱۸ ماه، ارزیابی موارد زیر بسیار ارزشمند است:
فقدان این مهارتها یکی از زودرسترین شاخصهای اختلال طیف اوتیسم است و از تأخیر زبان صرف ، اهمیت تشخیصی بیشتری دارد.
یکی دیگر از نقاط عطف مهم مهارتهای کاربردشناسی (Pragmatic Skills)
یکی از مراحل قابل توجه در تکامل مهارتهای کاربردشناسی، توانایی تطبیق نحوه روایت رویدادها یا داستانها متناسب با مخاطب است؛ برای مثال تفاوت در شیوه توضیح دادن یک اتفاق برای دوستان در مقایسه با معلمان.
مهارتهای پیشرفته زبانی
(Advanced Language Skills)
با ورود کودکان به مدرسه، دامنه واژگان آنها گسترش مییابد و از ساختارهای جملهای پیچیدهتری برای بیان موضوعات انتزاعی، فرضی و تخیلی استفاده میکنند. در دوره نوجوانی، بسیاری از دانشآموزان در نظامهای آموزشی غربی ملزم به ارائه سخنرانیهای توضیحی (Expository Speeches) یا شرکت در مناظره میشوند.
تحصیل رسمی، موقعیتهای ارتباطی جدیدی ایجاد میکند که کودک را در تعامل با شبکه گستردهتری از افراد—از جمله معلمان، مربیان و سرپرستان—قرار میدهد. این تنوع موقعیتها نیازمند توجه ظریف به قواعد و هنجارهای اجتماعی است و مواجهه با اشکال گوناگون زبان غیرلفظی (Nonliteral Language) را افزایش میدهد؛ هرچند تسلط بر این نوع زبان بسته به زبان و فرهنگ گوینده و مخاطب متفاوت است.
آموزش رسمی همچنین کودک را با الزامات سوادآموزی (Literacy Skills)—مهارتهای خواندن و نوشتن—روبهرو میکند (رجوع شود به فصلهای ۵۱ و ۵۲.۲). مهارتهای اولیه زبان شفاهی پیشبینیکننده قوی مهارتهای اولیه خواندن هستند، و مهارتهای اولیه زبان شفاهی و خواندن نیز به نوبه خود پیشبینیکننده مهارتهای نوشتن محسوب میشوند. در مراحل بعدی، مهارتهای زبانی برای حمایت از مهارتهای پیشرفته سواد در مدرسه و محیط کار حیاتی میشوند.
دوزبانگی و چندزبانگی
(Bilingualism and Multilingualism)
در سطح جهانی، یادگیری بیش از یک زبان شایعتر از تکزبانی است. بسیاری از مناطق جهان میزبان افرادی هستند که بهطور روزمره به دو یا چند زبان صحبت میکنند.
زمان مواجهه با زبانها، تعادل بین آنها، و سطح مهارت در هر زبان در یادگیرندگان دوزبانه یا چندزبانه بسیار متغیر است.
دوزبانه همزمان (Simultaneous Bilinguals)
کودکانی که از دوران جنینی یا از بدو تولد بهطور منظم در معرض هر دو زبان قرار دارند.
دوزبانه متوالی (Sequential Bilinguals)
کودکانی که پس از تثبیت زبان اول، در معرض زبان دوم قرار میگیرند؛ معمولاً هنگام ورود به مدرسه، اگرچه زمان شروع زبان دوم متفاوت است.
پس از یادگیری دو زبان، تعادل مهارتی بین آنها ممکن است تغییر کند. برای مثال، کودکی که در نیجریه متولد شده و در معرض زبان ایگبو (Igbo) بوده و در ۵ سالگی به یونان مهاجرت کرده است، در ابتدا در ایگبو مسلطتر از یونانی خواهد بود. با حضور در مدرسه یونان، مهارت یونانی او افزایش یافته و ممکن است بهتدریج در یونانی مسلطتر از ایگبو شود.
تسلط بالا در تمامی حوزههای واجشناسی (Phonology)، واژگان (Lexicon)، نحو (Syntax) و کاربردشناسی (Pragmatics) تصویر ایدهآل دوزبانگی محسوب میشود، اما این وضعیت همیشه ضروری یا رایج نیست.
پدیدههای رایج در دوزبانگی:
همچنین تمایزی بین:
قابل ذکر است. بسیاری از کودکان دوزبانه ممکن است در زبان مکالمهای مهارت خوبی داشته باشند اما در زبان تحصیلی—که شامل واژگان تخصصی و ساختارهای پیچیده است—ضعیفتر باشند، بهویژه اگر زبان مدرسه با زبان خانه متفاوت باشد.
کاهش مهارت زبانی (Language Attrition)
برخی کودکان ممکن است بهمرور زمان در یکی از زبانها کاهش مهارت نشان دهند.
عوامل مؤثر بر تسلط زبانی شامل موارد زیر است:
عوامل درونفردی کودک
ساختار خانواده (مثلاً یک مراقب–یک زبان)
محیط اجتماعی (زبان غالب یا اقلیت)
سیاستهای آموزشی و ملی درباره چندزبانگی
نکته بالینی مهم برای اطفال
دوزبانگی یا چندزبانگی یک الگوی طبیعی تکامل زبان است و بهتنهایی توجیهکننده تأخیر زبانی نیست. ارزیابی باید مهارت کودک را در مجموع همه زبانها در نظر بگیرد.
حتی کودکانی با ناتوانیهای تکاملی مانند:
Intellectual Disability
Autism Spectrum Disorder
میتوانند دوزبانه موفق باشند.
با توجه به تنوع زیاد مسیرهای تکاملی در دوزبانگی، پیشبینی دقیق دشوار است. با این حال، کودکانی که در خانوادههای چندزبانه زندگی میکنند و در مجموع مهارتهای زبانی متناسب با سن را کسب نکردهاند، باید بدون تأخیر برای ارزیابی تخصصی ارجاع شوند.
عوامل مؤثر بر تنوع در تکامل طبیعی زبان
(Drivers of Variation in Typical Language Development)
عوامل ژنتیکی (Genetic Factors)
شباهت در تواناییهای زبانی میان اعضای یک خانواده نشان میدهد که عوامل ژنتیکی در تفاوتهای فردی مهارتهای زبانی نقش دارند.
مطالعات ژنتیکی بیشتر در زمینه اختلالات یادگیری زبان انجام شدهاند تا در زمینه تنوع طبیعی مهارتهای زبانی (رجوع شود به بخش اختلالات).
عوامل محیطی (Environmental Factors)
تعاملات مثبت، پاسخده و گرم میان کودک خردسال و مراقب، فرصت تمرین یادگیری واژههای اولیه را فراهم میکند (مانند بازیهای اجتماعی و روتینهای روزمره). زندگی در محیط خانوادگی پایدار برای تکامل زبان مطلوبتر از شرایط ناپایدار است.
مطالعه شاخص: پروژه مداخله زودهنگام بخارست
Bucharest Early Intervention Project
در این کارآزمایی تصادفی کنترلشده، نقش رشد در محیط خانواده (پرورشگاه خانوادگی) در مقایسه با مراقبت مؤسسهای در یتیمخانههای رومانی بررسی شد؛ محیطهایی که تعامل پاسخده پایین داشتند.
کودکانی که تا ۱۵ ماهگی از یتیمخانه خارج و به خانوادههای جایگزین سپرده شدند، در ۳۰ و ۴۲ ماهگی مهارتهای زبانی مشابه همسالان طبیعی داشتند.
کودکانی که پس از ۲۴ ماهگی به خانواده جایگزین منتقل شدند، دچار تأخیر پایدار در زبان بیانی (Expressive Language) بودند.
نقش مراقبان در پیامدهای زبانی
در عمل بالینی و برنامههای سلامت عمومی، مداخله در سطح مراقب یکی از معدود اهرمهای قابل اصلاح برای بهبود پیامدهای زبانی است.
ارتباط معناداری میان وضعیت اجتماعی–اقتصادی (Socioeconomic Status) و مهارتهای زبانی آینده کودک گزارش شده است؛ و مراقبان نقش واسطهای مهم در این ارتباط دارند.
گفتار جهتدار به کودک (Child-Directed Speech)
به تغییرات در:
آهنگ گفتار (Prosody)
واجشناسی (Phonology)
دستور زبان (Grammar)
واژگان (Lexicon)
هنگام صحبت با کودک خردسال اطلاق میشود.
این گفتار در سه بُعد ارزیابی میشود:
کمّیت (مثلاً تعداد کل واژهها)
کیفیت (مثلاً تعداد واژههای متفاوت)
تعامل (گرمی و پاسخدهی)
مجموع این عوامل تحت عنوان تغذیه زبانی (Language Nutrition) شناخته میشود؛ مفهومی مشابه تغذیه غذایی که با نرخ تکامل کودک مرتبط دانسته میشود.
با این حال، رابطه علّی مستقیم بین گفتار جهتدار مراقب و پیامدهای زبانی کودک—چه در تکامل طبیعی و چه در تأخیر زبانی—هنوز بهطور قطعی اثبات نشده است.
شواهد مداخلات
فراتحلیلها (Meta-Analyses) در مورد مداخلات ارتقای تغذیه زبانی عمدتاً:
نتایج متناقض ممکن است ناشی از ناهمگونی بالا در طراحی مطالعات باشد، از جمله:
روش اجرا (کوچینگ فردی در مقابل گروهی)
شدت مداخله (مثلاً ۱ ساعت در هفته × ۱۲ هفته در مقابل دو جلسه ۴۵ دقیقهای)
ابزارهای اندازهگیری تعامل و پیامد زبانی
سلامت روان مراقب
سلامت روان مراقبان یک میانجی مهم در پیامدهای کودک است. افسردگی بیشتر در مراقب با مهارتهای زبانی ضعیفتر در کودک ارتباط دارد.
زمان استفاده از صفحه نمایش (Screen Time)
مدت بیشتر استفاده از صفحه نمایش و شروع زودهنگام آن با مهارتهای زبانی اولیه ضعیفتر مرتبط است.
در مقابل، الگوهای باکیفیت استفاده از صفحه نمایش (مانند تماشای مشترک با والدین Co-viewing و برنامههای آموزشی) با مهارتهای زبانی بهتر مرتبط بودهاند، هرچند اندازه اثر کوچک تا متوسط است.
جمعبندی بالینی برای مطب اطفال
در مواجهه با والدین نگران تأخیر زبان:
سابقه خانوادگی را بررسی کنید (ریسک ژنتیک).
کیفیت تعامل والد–کودک را ارزیابی کنید.
وضعیت روانی مراقب را غربال کنید.
درباره الگوی استفاده از صفحه نمایش سؤال مشخص بپرسید (مدت، نوع محتوا، تماشای مشترک).
در صورت وجود محیط ناپایدار یا محرومیت تعاملی، مداخله زودهنگام ارجح است.
انتسابهای نادرست درباره تأخیر زبان
(Misattributions of Language Delay)
چند وضعیت شایع بهاشتباه بهعنوان علت کافی برای تأخیر یا اختلال زبان مطرح شدهاند:
دوقلویی: کودکان دوقلو با تکامل طبیعی، در همان سن کودکان تکقلو شروع به صحبت میکنند.
ترتیب تولد (Birth Order): اثر ترتیب تولد بر تکامل زبان بهطور پایدار اثبات نشده است.
آنکیلوگلوسیا (Ankyloglossia / Tongue-tie): فرنولوم زبانی بسیار کوتاه مانع اکتساب گفتار نمیشود؛ هرچند ممکن است در برخی اختلالات عصبی–حرکتی (مانند فلج مغزی) همزمان دیده شود.
اوتیت میانی سروزی مکرر (Serous Otitis Media): عفونتهای مکرر گوش میانی در اوایل کودکی معمولاً منجر به اختلال پایدار زبان نمیشوند.
لولهگذاری تهویهای (Tympanostomy Tubes): در اوتیت سروزی مزمن، کارگذاری زودهنگام لوله تهویهای نسبت به «انتظار و پایش» (Watchful Waiting) برتری معناداری در مهارتهای زبانی نشان نداده است.
جنس زیستی: پسران بهطور میانگین کمی کندتر از دختران تکامل مییابند، اما این تفاوتها معمولاً از نظر بالینی چشمگیر نیست. با این حال، اختلالات زبان در پسران شایعتر است.
نتیجه بالینی:
کودک با تأخیر متوسط تا شدید در تکامل زبان و گفتار باید بهسرعت ارزیابی شود حتی اگر پسر، دوقلو، غیرنخستزاد، دارای آنکیلوگلوسیا یا سابقه اوتیت مزمن باشد.
اختلالات زبان، گفتار و ارتباط
(Language, Speech, and Communication Disorders)
اختلال در زبان، گفتار یا ارتباط ممکن است بهصورت منفرد رخ دهد یا با سایر شرایط همراه باشد.
اختلالات اولیه زبان (با یا بدون اختلال گفتار همراه)
تظاهر بالینی (Clinical Presentation)
اختلال اولیه زبان به مشکلات معنادار در رشد زبان اطلاق میشود که در غیاب ناتوانی عمده شناختی، حسی یا حرکتی رخ میدهد.
در متون ، از اصطلاحات زیر استفاده شده است:
در این فصل از اصطلاح اختلال زبان (Language Impairment) استفاده میشود.
کودکان مبتلا معمولاً در آزمونهای استاندارد زبان بیش از ۱٫۲۵ تا ۱٫۵ انحراف معیار پایینتر از میانگین عمل میکنند.
معیارهای تشخیصی
در Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition (DSM-5)، معیارهای اختلال زبان مشخص شدهاند (ارجاع به جدول ۵۳٫۳).
سیر تکاملی
بسیاری از کودکان مبتلا در نهایت به کاربران نسبتاً کارآمد زبان تبدیل میشوند، اما ممکن است مشکلات ظریف و پایدار در حوزههای زیر باقی بماند:
واجشناسی (Phonology)
واژگان (Lexicon)
نحو (Syntax)
در نوجوانی و بزرگسالی، نسبت به همسالان:
روایتهای شفاهی کوتاهتر تولید میکنند.
از حروف اضافه و ایدههای اصلی داستان کمتر استفاده میکنند.
انسجام روایت ضعیفتری دارند.
همچنین ممکن است در موارد زیر مشکل داشته باشند:
مهارتهای زبان سطح بالا (Higher-Level Language)
استدلال (استنباط صحیح و نتیجهگیری)
اتخاذ دیدگاه (Perspective Taking)
بازگویی و بازنویسی (Paraphrasing)
از انجا که زبان کلامی عمدتا واسطه تعامل اجتماعی است ، برخی کودکان دچار اختلال زبان در روابط اجتماعی نیز دچار دشواری میشوند. این کودکان گاه با بزرگسالان—که میتوانند سطح ارتباط را تطبیق دهند—بهتر از همسالان تعامل میکنند.
اپیدمیولوژی (Epidemiology)
بیش از ۱۵٪ کودکان ۲ ساله ممکن است کمتر از ۵۰ واژه تولید کنند یا عبارات دوکلمهای نداشته باشند (در کودکان دوزبانه این آمار متغیر است).
تقریباً نیمی از کودکان ۳ تا ۵ ساله که واجد شرایط آموزش ویژه میشوند، صرفاً بر اساس اختلال گفتار–زبان واجد شرایط هستند.
در ۵ سالگی:
حدود ۶٪ فقط اختلال گفتار دارند.
۵٪ هر دو اختلال گفتار و زبان دارند.
۸٪ فقط اختلال زبان دارند.
شیوع در پسران تقریباً دو برابر دختران است.
اتیولوژی (Etiology)
عوامل ژنتیکی نقش مهمی دارند:
با این حال، یک جهش ژنتیکی واحد مسئول شناخته نشده است؛ بلکه به نظر میرسد چندین ناحیه ژنی و تغییرات اپیژنتیک در مسیرهای ناهمگن منجر به اختلال زبان میشوند.