
Math Disabilities
کنت ل. گریزِل و بریتنی جی. بایس–اورباخ
دادههای مرکز ملی آمار آموزش ایالات متحده
(U.S. National Center for Educational Statistics) در سال 2009 نشان داد که 69٪ از فارغالتحصیلان دبیرستان در آمریکا درس جبر 1 (Algebra I)، 88٪ هندسه (Geometry)، 76٪ جبر 2/مثلثات (Algebra II/Trigonometry) و 35٪ پیشحسابان (Precalculus) را گذراندهاند. این درصدها نسبت به 20 سال قبل بهطور قابلتوجهی افزایش یافتهاند.
با این حال، همچنان نگرانیهایی درباره سطح پایین سواد ریاضی (Mathematics Literacy) در کودکان، نوجوانان و افرادی که وارد بازار کار میشوند وجود دارد؛ مهارتهای ضعیف ریاضی پیشبینیکننده مشکلات متعدد اجتماعی، شغلی و هیجانی هستند. نیاز به سواد عددی و ریاضی فراتر از محیط کار بوده و در زندگی روزمره نیز اهمیت دارد و ضعف در این حوزه میتواند عملکرد روزانه فرد را بهطور منفی تحتتأثیر قرار دهد.
پژوهشها در زمینه علتشناسی (Etiology) و درمان ناتوانیهای ریاضی نسبت به ناتوانیهای خواندن عقبتر است (نگاه کنید به فصل 51)، با این حال پایگاه دادههای مورد نیاز برای شناسایی مؤثر، درمان و کاهش اثر چالشهای ریاضی بر عملکرد روزمره و تحصیل در حال گسترش است.
MATH LEARNING DISABILITY DEFINED
درک چالشهای یادگیری مرتبط با ریاضیات مستلزم آشنایی پایهای با اصطلاحات و عملیات اختصاصی این حوزه است. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition – DSM-5) معیارهای تشخیصی اختلالات یادگیری را منتشر کرده است. انواع خاصی از چالشهای یادگیری ذیل عنوان کلی اختلال یادگیری اختصاصی (Specific Learning Disorder – SLD) قرار میگیرند.
DSM-5 ویژگیهای زیر را برای اختلال یادگیری اختصاصی با نقص در ریاضی (SLD with impairment in math) مشخص میکند:
دشواری در تسلط بر حس عددی (Number Sense)
مشکلات در یادگیری حقایق عددی (Number Facts)
نقص در محاسبات روان و دقیق (Fluent Calculation)
دشواری در استدلال ریاضی (Math Reasoning)
علائم باید حداقل به مدت 6 ماه وجود داشته باشند و علیرغم مداخلات هدفمند برای رفع مشکلات یادگیری، پایدار باقی بمانند.
حس عددی (Number Sense) به درک پایهای از کمیت، عدد و عملیات اشاره دارد و بهصورت غیرکلامی و نمادین بازنمایی میشود. نمونههایی از حس عددی شامل درک این موضوع است که هر عدد یک واحد بیشتر یا کمتر از عدد قبل یا بعد خود است، شناخت واژهها و نمادهای عددی، توانایی مقایسه بزرگی نسبی اعداد و انجام محاسبات ساده حسابی (Arithmetic Calculations).
تعریف DSM-5 را میتوان با تعریف آموزشی ناتوانی یادگیری در ریاضیات مقایسه کرد. در قانون آموزش افراد دارای ناتوانی (Individuals with Disabilities Education Act – IDEA) دو حوزه مرتبط با ریاضی شناسایی شدهاند:
محاسبات ریاضی (Mathematics Calculation)
حل مسئله ریاضی (Mathematics Problem Solving)
بهطور عملی، این موارد شامل شایستگی متناسب با سن در حساب و محاسبات ریاضی، حل مسائل کلامی (Word Problems)، تفسیر نمودارها (Graphs)، درک مفاهیم پول و زمان و بهکارگیری مفاهیم ریاضی برای حل مسائل کمی است.
دولت فدرال به ایالتها اجازه میدهد روش شناسایی ناتوانی یادگیری را انتخاب کنند، مشروط بر آنکه این روش «مبتنی بر پژوهش» (Research-Based) باشد. در IDEA دو روش بهطور خاص ذکر شده است:
مدل ناهماهنگی (Discrepancy Model)
مدل پاسخ به مداخله (Response to Intervention – RtI)
مدل ناهماهنگی به شناسایی ناتوانی یادگیری بر اساس اختلاف قابلتوجه بین عملکرد هوشی (Intellectual Functioning) و پیشرفت تحصیلی (Academic Achievement) اشاره دارد.
مدل پاسخ به مداخله (RtI) مستلزم غربالگری (Screening)، مداخله با درمانهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Interventions)، پایش دقیق پیشرفت (Progress Monitoring) و تعدیل مداخلات در صورت نیاز است. در صورت پاسخ ناکافی کودک، یک تیم چندرشتهای (Multidisciplinary Team) تشکیل میشود و ارزیابی انجام میگیرد تا مشخص شود آیا کودک واجد شرایط آموزش ویژه است یا خیر.
عدم پاسخ به مداخلات بهتنهایی منجر به دریافت خدمات آموزش ویژه نمیشود، بلکه یک فرآیند سهمرحلهای وجود دارد:
عدم پیشرفت کافی نسبت به مداخلات
ارزیابی حوزه یا حوزههای مشکلدار
تصمیم تیم درباره نیاز به برنامه آموزشی فردی (Individualized Educational Plan – IEP)
تیم IEP معمولاً شامل معلمان، معلم آموزش ویژه، روانشناس مدرسه، نماینده منطقه آموزشی، والدین و بسته به سن، خود دانشآموز است.
اصطلاح نارساخوانی ریاضی (Dyscalculia) که بیشتر در پزشکی و پژوهش استفاده میشود و کمتر در آموزش، به کودکانی اطلاق میشود که الگوی مشخصی از نقص در یادگیری حقایق حسابی و محاسبات دقیق و روان دارند. در این فصل، اصطلاح ناتوانی یادگیری ریاضی (Math Learning Disability – MLD) بهصورت کلی به کار رفته و واژه dyscalculia زمانی استفاده میشود که بحث محدود به نقص در محاسبات ریاضی باشد.
همچنین بین کودکان دارای MLD و کودکانی که عملکرد تحصیلی پایین (Low Achieving – LA) در ریاضی دارند تمایز قائل میشویم. هر دو گروه موضوع پژوهشهای گسترده بودهاند. در مطالعات پژوهشی، معمولاً MLD به کودکانی اطلاق میشود که نمرات پیشرفت ریاضی آنها در چند پایه تحصیلی زیر صدک دهم (10th Percentile) قرار دارد و علیرغم مداخله، عملکرد ضعیف آنها ادامه مییابد.
در مقابل، دانشآموزان LA معمولاً بهطور پایدار زیر صدک بیستوپنجم (25th Percentile) قرار دارند و اگرچه ویژگیهای مشابهی با MLD دارند، شدت نقص در آنها کمتر است. شناسایی دقیق MLD و تمایز آن از LA به دلیل تغییرپذیری پیچیدگی مفاهیم ریاضی و بروز مشکلات گذرا در یادگیری ریاضی میتواند چالشبرانگیز باشد.