
بهطور مشابه، در کودکانی که دچار اوتیت میانی همراه با افیوژن مداوم گوش میانی (otitis media with persistent middle ear effusion) هستند، باید میزان کمشنوایی (hearing loss) بهدقت مستند و پیگیری شود.
نگرانی والدین در مورد شنوایی، گفتار، زبان یا تأخیر تکاملی کودک
(Caregiver concern regarding hearing, speech, language, or developmental delay)
سابقه خانوادگی کمشنوایی دائمی در کودکی (family history of permanent childhood hearing loss)
بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان (NICU) بهمدت بیش از ۵ روز، یا وجود هر یک از موارد زیر، حتی بدون توجه به مدت بستری:
ECMO (extracorporeal membrane oxygenation)
تهویه مکانیکی (assisted ventilation)
مصرف داروهای اتوتوکسیک (ototoxic medications) مانند جنتامایسین (gentamicin) و توبراسین (tobramycin) یا دیورتیکهای لوپ (loop diuretics) مانند فوروزماید (furosemide)
هایپربیلیروبینمی نیازمند تعویض خون (hyperbilirubinemia requiring exchange transfusion)
عفونتهای داخلرحمی (in utero infections) مانند CMV، روبلا، سیفلیس، هرپس، توکسوپلاسموز یا زیکا ویروس
ناهنجاریهای کرانیوفاسیال (craniofacial anomalies) شامل ناهنجاریهای پینا (pinna)، مجرای گوش (ear canal)، تگ یا پیت گوش (ear tags/pits) و استخوان تمپورال (temporal bone)
سندرمهای مرتبط با کمشنوایی پیشرونده مانند نوروفیبروماتوز (neurofibromatosis)، استئوپتروز (osteopetrosis)، سندرم آشر (Usher syndrome) و سایر سندرمهای شایعتر (جدول 13.1)
اختلالات نورودژنراتیو (neurodegenerative disorders) مانند سندرم هانتر (Hunter syndrome)
نورپاتیهای حسی-حرکتی (sensory motor neuropathies) مانند آتاکسی فریدریش (Friedreich ataxia) و سندرم شارکو-ماری-توت (Charcot-Marie-Tooth syndrome)
عفونتهای پس از تولد (postnatal infections) مرتبط با کمشنوایی حسیعصبی (SNHL: sensorineural hearing loss) از جمله مننژیت باکتریایی یا ویروسی (herpesvirus, varicella)
ترومای سر (head trauma) بهویژه شکستگیهای پایه جمجمه یا استخوان تمپورال (basal skull/temporal bone fractures)
شیمیدرمانی (chemotherapy)
تأخیر در رشد گفتار (delayed development of speech) علامتی جهانی در اختلال شنوایی است، و حتی درجات خفیفتر و مداوم اختلال شنوایی (hearing impairment) نیز میتواند موجب اختلال در رشد زبان (language development) شود، بهویژه در درک و تولید صداهای نرمتر و فرکانسبالا (higher frequency sounds) مانند برخی صامتها (مثل "س" و "ت").
اگر کمشنوایی تا قبل از ۱۲ ماهگی (before 12 months of age) اصلاح نشود، احتمال بروز درجاتی از تأخیر در رشد و عملکرد زبانی وجود دارد. میزان این تأخیر به شدت، زمان بروز (پیش از گفتار prelingual یا پس از گفتار postlingual)، و کفایت مداخله بستگی دارد.
در حالیکه دیدگاه متخصصان در سالهای گذشته متفاوت بود، اکنون پذیرفته شده است که ناشنوایی بهخودیخود موجب محدودیت شناختی (cognitive limitation) نمیشود. با این حال، برخی از کودکان ناشنوا انعطاف شناختی کمتری (less cognitive flexibility) دارند.
بیشتر فرآیندهای فکری از طریق زبان میانجیگری میشوند و مطالعات نشان دادهاند که کودکان ناشنوا بیشتر از کودکان شنوا به حافظه کوتاهمدت دیداری-فضایی (visual-spatial short-term memory) تکیه میکنند تا کدگذاری زمانی-توالی (temporal-sequential coding). برخی پژوهشها نیز کارایی بیشتر پردازش دیداری (efficient visual processing abilities) را در این کودکان گزارش کردهاند.
کودکانی که دچار اختلال عملکرد وستیبولار (vestibular dysfunction) هستند، در معرض خطر بیشتر مشکلات تعادل، وضعیت بدنی و مهارتهای حرکتی قرار دارند.
همچنین، کودکان ناشنوا یا دارای کمشنوایی، اغلب از نظر اجتماعی کمتر پخته (less socially mature) توصیف میشوند، زیرا زبان و ارتباط (language and communication) بخش مرکزی تعاملات اجتماعی است.
ارزیابی شنوایی (hearing evaluation) باید نخستین گام در بررسی هر کودک مشکوک به اوتیسم (ASD) باشد.
هرچند پژوهشها درباره نقص توجه (attention deficits) در کودکان ناشنوا محدود است، اما مشخص است که کودکی که برای یادگیری و ارتباط به ورودی دیداری متکی است، اگر همزمان ضعف توجه نیز داشته باشد، در معرض خطر دوچندان مشکلات یادگیری قرار میگیرد.
مطالعاتی در مدارس شبانهروزی کودکان ناشنوا نشان دادهاند که شیوع کلی اختلال توجه (attention deficit prevalence) در این کودکان نسبت به جمعیت عمومی بیشتر نیست؛ با این حال، کودکانی که بهصورت اکتسابی دچار ناشنوایی (acquired deafness) شدهاند (مثلاً در اثر مننژیت باکتریایی (bacterial meningitis))، شیوع بیشتری از نقص توجه (attention deficits) و اختلالات یادگیری (learning disabilities) را نشان دادهاند.
بر اساس تازهترین بررسی سالانه (Annual Survey) دانشگاه Gallaudet در سال ۲۰۱۰، مشخص شد که ۳۹٪ از کودکان ناشنوا (deaf children) دارای ناتوانیهای همراه با اهمیت آموزشی (educationally significant associated disabilities) هستند، که بسیاری از این ناتوانیها با همان عاملی مرتبط بودند که موجب ناشنوایی شده بود.
کودکانی که دچار اختلال شنوایی (hearing impairment) هستند، بهویژه در معرض اختلالات خواندن (reading disabilities) قرار دارند.
در این بررسی دانشگاه Gallaudet، ۹۵٪ از دانشآموزان (students) نوعی از خدمات کمکی (assistive services) را دریافت کرده بودند.
شایعترین خدمات عبارت بودند از:
پیگیریهای ادیولوژیک (audiological follow-up)
گفتار و زباندرمانی (speech and language therapy)
همچنین ۱۲٪ از کودکان کاردرمانی یا فیزیوتراپی (occupational or physical therapy) دریافت کرده بودند.
خدمات منابع آموزشی (learning resource services) به ۱۲٪ و خدمات تدریس خصوصی (tutoring services) به ۸٪ از دانشآموزان ارائه شده بود.
پیشتر تصور میشد که کمشنوایی در یک گوش (hearing loss in one ear) تأثیر طولانیمدتی بر تکامل ندارد.
اما در مطالعهای جدیدتر، مشخص شد کودکانی که تنها در یک گوش دچار کمشنوایی بودند، نمرات پایینتری در مهارتهای زبان گفتاری (lower oral language scores) نسبت به خواهر یا برادرهای شنوا (siblings with normal hearing) خود داشتند و در نتیجه در معرض خطر بالاتری برای بروز مشکلات یادگیری (learning problems) قرار گرفتند.
غربالگری شنوایی در محیط کلینیک با استفاده از دستگاههای اندازهگیری اتوآکوستیک (automated otoacoustic emission – OAE) یا ادیومتر (audiometer) میتواند نخستین گام مفید در بررسی شنوایی کودک باشد.
در صورتی که هرگونه شک به اختلال شنوایی (hearing impairment) وجود داشته باشد، کودک باید برای ارزیابی ادیولوژیک رسمی (formal audiological evaluation) ارجاع داده شود.
این آزمونها در نوزادان و کودکان خردسال که قادر به ارائه پاسخهای رفتاری قابل اعتماد نیستند، قابل اعتمادترین روشها (most reliable) محسوب میشوند.
یکی از روشهای مهم، پتانسیلهای برانگیخته شنوایی (Auditory Evoked Potentials) است؛ این پاسخهای الکتروفیزیولوژیک، عملکرد شنوایی (auditory function) و تمامیت عصبی (neurological integrity) را ارزیابی میکنند.
در این روش، یک کلیک (click) از طریق هدفون یا گوشی مخصوص (earphone/headphone) به مجرای گوش داده میشود و عبور سیگنال کمانرژی از مسیر ساقه مغز تا قشر شنوایی (brainstem to auditory cortex) توسط الکترودهای سطح جمجمه (scalp electrodes) ثبت میگردد.
باید توجه داشت که تست پاسخ ساقه مغز شنوایی (ABR: Auditory Brainstem Response) نحوه تفسیر و پردازش صدا (sound processing) را اندازهگیری نمیکند و بنابراین باید در صورت امکان همراه با ادیومتری رفتاری (behavioral audiometry) انجام شود.
آزمون OAE (Otoacoustic Emission Testing) تمامیت و حساسیت حلزون گوش (cochlea) را اندازهگیری میکند و به طور غیرمستقیم وضعیت گوش میانی (middle ear status) را نیز منعکس میسازد.
در این آزمون، صدا از طریق پروب (probe) وارد مجرای گوش میشود و امواج صوتی بازتابی از حلزون توسط میکروفون اندازهگیری میگردد.
OAE نوعی انرژی آکوستیک (acoustic energy) است که در پاسخ به صدا، توسط حرکات فعال سلولهای مویی خارجی حلزون (outer hair cells of the cochlea) تولید میشود.
این آزمون ساده و بسیار حساس (simple and highly sensitive) است، ولی نسبت به تست ABR اختصاصیت کمتری (less specific) دارد و ممکن است تحت تأثیر عواملی مانند انسداد مجرای گوش خارجی (outer ear canal obstruction) یا افیوژن گوش میانی (middle ear effusion) قرار گیرد.
همچنین در برخی شرایط مانند نوروپاتی شنوایی (auditory neuropathy)، که در آن سلولهای مویی خارجی طبیعی ولی سلولهای مویی داخلی (inner hair cells) یا عصب شنوایی (auditory nerve) دچار اختلالاند، تست OAE ممکن است نتیجه نادرست (inaccurate result) بدهد.
آزمونهایی که بر پایه پاسخ رفتاری کودک به صدا (behavioral responses to sound) انجام میشوند، امکان ارزیابی دقیقتر فرکانسها (frequency-specific testing) و تأیید درک صدا توسط کودک را فراهم میسازند.
ادیومتری مشاهده رفتاری (Behavioral Observation Audiometry – BOA):
برای نوزادان از بدو تولد تا حدود ۶ ماهگی کاربرد دارد و سطح تخمینی شنوایی را مشخص میکند.
در این روش، واکنشهای رفتاری کودک به تحریک صوتی در شرایط کنترلشده مشاهده میشود، شامل:
رفلکس آئورو-پالپبرال (auro-palpebral reflex)
واکنش وحشت یا بیداری (startle/arousal responses)
چرخش ابتدایی سر به سمت صدا (rudimentary head turning)
با این حال، این روش دارای احتمال بالای خطای مثبت و منفی کاذب (high false-negative and false-positive rates) است.
ادیومتری تقویتی دیداری (Visual Reinforcement Audiometry – VRA):
از حدود ۶ ماهگی قابل انجام است و برای کودکان ۱ تا ۴ ساله بسیار مفید میباشد.
کودک به پاسخ دادن به صدا از طریق چرخش به سمت بلندگو شرطی میشود، و در صورت پاسخ صحیح، اسباببازی نورانی یا متحرک (animated lighted toy) در همان جهت روشن میشود تا پاسخ او تقویت گردد.
ادیومتری بازی (Play Audiometry):
از حدود ۲ سالگی به بعد که تمرکز کودک افزایش مییابد، قابل اجرا است.
کودک در پاسخ به صدا، فعالیتهایی مانند انداختن یا چیدن مکعبها (dropping/stacking blocks) یا گذاشتن حلقه روی میله (placing rings on pegs) را انجام میدهد.
ادیومتری تون خالص و گفتار (Pure Tone and Speech Audiometry):
برای کودکان بزرگتر استفاده میشود و دقیقترین اندازهگیری پاسخها به صداهای خالص یا گفتار را ارائه میدهد.
کودک باید به سیگنالهای تولیدشده توسط ادیومتر کالیبرهشده (calibrated audiometer) پاسخ دهد.
اگر از بلندگو استفاده شود، نتیجه تنها وضعیت گوش بهتر (better-hearing ear) را نشان میدهد، اما با پذیرش هدفون (headphones) میتوان شنوایی هر گوش را بهصورت مجزا سنجید.
نتایج آزمونهای شنوایی بهصورت نمودار ادیوگرام (audiogram) نمایش داده میشود که آستانه شنوایی (auditory threshold) را برحسب دسیبل (decibel) در برابر فرکانس (frequency in hertz) نشان میدهد.
هنگامی که کمشنوایی (hearing loss) شناسایی میشود، انجام ارزیابی پزشکی تکمیلی (further medical assessment) ضروری است.
گرفتن یک شرح حال کامل (thorough history) میتواند عوامل خطر (risk factors) و علل احتمالی (potential etiologies) را مشخص کند.
در کودکانی که دچار کمشنوایی حسی-عصبی (SNHL: Sensorineural Hearing Loss) هستند، باید هرگونه جزء هدایتی همراه (associated conductive component) نیز رد شود.
یک معاینه فیزیکی جامع (detailed general physical examination) باید شامل موارد زیر باشد:
اتوسکوپی پنوماتیک (pneumatic otoscopy) برای بررسی گوش میانی
آزمون عملکرد وستیبولار (tests of vestibular function) برای ارزیابی تعادل
ارزیابی کامل از نظر وجود ناتوانیهای همراه (associated disabilities) اهمیت زیادی دارد.
برای مثال، بروز سنکوپهای نامشخص (unexplained fainting spells) در کودک ناشنوا میتواند نشانه اختلال هدایت قلبی (cardiac conduction defect) مانند فاصله QT طولانی (long QT interval) در سندرم Jervell and Lange-Nielsen باشد.
ارزیابی چشمپزشکی (ophthalmological evaluation) نیز ضروری است تا بیماریهایی مانند رتینیت پیگمنتوزا (retinitis pigmentosa) با کاهش پیشرونده بینایی (progressive loss of vision) رد شوند؛ این عارضه در سندرم آشر (Usher syndrome) مشاهده میشود.
کوریورتینیت (chorioretinitis) نیز میتواند با برخی از عفونتهای مادرزادی (congenital infections) همراه باشد و وجود آن میتواند به تشخیص علت (etiological diagnosis) کمک کند.
بررسی منظم از نظر خطاهای انکساری چشم (refractive errors) نیز اهمیت دارد تا اطمینان حاصل شود که کودکانی که برای ارتباط و یادگیری به ورودی دیداری متکی هستند (reliant on visual input)، از دید بهینه (optimal vision) برخوردارند.
دامنه بررسیهای تخصصی بستگی به تظاهرات بالینی (clinical presentation) دارد.
در حال حاضر توصیه میشود تمام کودکان مبتلا به SNHL تحت سیتی اسکن با وضوح بالا از استخوان تمپورال (high-resolution CT scan of the temporal bone) قرار گیرند تا شرایطی مانند:
اتساع مجرای وستیبولار (enlarged vestibular aqueduct) (که با کمشنوایی پیشرونده همراه است)،
یا ناهنجاریهای حلزون یا مجاری نیمدایرهای (abnormalities of the cochlea and semicircular canals)،
رد شود.
تصویربرداری MRI سهبعدی (3D MRI) میتواند ناهنجاریهای آناتومیک (anatomical abnormalities) مانند ناهنجاریهای حلزون گوش (cochlear anomalies) را که ممکن است مانع کاشت حلزون (cochlear implantation) شوند، یا تومورها (neoplasms) را شناسایی کند.
همچنین، سیتیاسکن مغز (CT brain scan) ممکن است کلسیفیکاسیونهای ناشی از عفونت مادرزادی (calcifications indicating congenital infection) را نشان دهد.
تستهای ژنتیکی (genetic testing) به سرعت در حال پیشرفتاند و امکان تشخیص دقیق را در بسیاری از کودکانی که پیشتر با عنوان "کمشنوایی با علت نامشخص (hearing loss of undetermined etiology)" شناخته میشدند، فراهم کردهاند.
بهجز تست مولکولی برای ژن GJB2 (connexin 26)، میتوان جهشهای زیر را نیز بررسی کرد:
SLC26A4: دومین علت شایع کمشنوایی غیرسندرمی (nonsyndromic SNHL) که میتواند باعث سندرم پندرد (Pendred syndrome) نیز شود.
A1555G: جهش ژن میتوکندریایی که موجب ناشنوایی ناشی از حساسیت زیاد حلزون به آمینوگلیکوزیدها (deafness due to aminoglycoside sensitivity) میگردد.
در صورتی که تست ژنتیکی پیچیدهتر (complex genetic testing) مد نظر باشد، مشاوره با متخصص ژنتیک (geneticist) برای تفسیر نتایج (interpretation) و ارائه مشاوره در مورد خطرات (counseling regarding risks) توصیه میشود.
توالییابی نسل جدید (Next-Generation Sequencing) و سایر روشهای پیشرفته احتمالاً در آینده نزدیک امکان تشخیص قطعی تمام علل ژنتیکی کمشنوایی (definitive diagnosis of all genetic causes of hearing loss) را فراهم خواهند کرد.
بسته به یافتههای بالینی، بررسیهای دیگر میتوانند شامل موارد زیر باشند:
ارزیابی عملکرد کلیه (renal function tests)
ارزیابی عملکرد متابولیک (metabolic function tests)
آزمایشهای ایمنیشناسی (immunological testing)
نوار قلب (electrocardiogram – ECG)
اگر عفونت مادرزادی یا اکتسابی (congenital or acquired infection) مطرح باشد، مشاوره با متخصص بیماریهای عفونی اطفال (pediatric infectious disease specialist) برای درخواست و تفسیر آزمایشهای ایمنیشناسی (برای CMV، توکسوپلاسموز، روبلا، هرپس، سیفلیس و زیکا) بسیار مفید است.
ارزیابی تکاملی (Developmental Evaluation)
اگرچه کمشنوایی بهتنهایی با ناتوانی شناختی همراه نیست (مگر در مواردی که آسیب عصبی همزمان وجود داشته باشد، مثلاً در کمشنوایی اکتسابی)، اما ارزیابی دقیق زبان و تواناییهای یادگیری ضروری است تا برای مداخلههای آموزشی و تکاملی برنامهریزی مناسب انجام شود.
ارزیابی رسمی تواناییهای شناختی، زبانی و اجتماعی باید توسط متخصصانی انجام شود که تجربه کار با کودکان دارای اختلال شنوایی را دارند.
ابزارهای مورد استفاده برای سنجش شناختی عبارتاند از:
Wechsler Intelligence Scales (WISC-V) — آزمون وکسلر برای سنجش هوش کودکان
Leiter International Performance Scale–Revised (Leiter-R) — مقیاس بینالمللی عملکردی لایتر (نسخه تجدیدنظرشده)
Differential Ability Scales, Second Edition, Nonverbal Reasoning Index (DAS-II NRI) — مقیاس تواناییهای افتراقی (شاخص استدلال غیرکلامی)
بررسیها نشان دادهاند که دو آزمون اخیر (Leiter-R و DAS-II) در کودکان دچار کمشنوایی، نتایج مشابهی ارائه میدهند و هر دو میتوانند برای ارزیابی دقیق عملکرد شناختی غیرکلامی مورد استفاده قرار گیرند.
اصطلاحات کلیدی
Developmental evaluation ← ارزیابی تکاملی
Hearing impairment ← اختلال شنوایی / کمشنوایی
Cognitive assessment ← ارزیابی شناختی
Language development ← تکامل زبانی
Social abilities ← تواناییهای اجتماعی
Educational planning ← برنامهریزی آموزشی
Nonverbal reasoning ← استدلال غیرکلامی
Wechsler Intelligence Scales (WISC-V) ← آزمون وکسلر هوش کودکان
Leiter International Performance Scale–Revised ← آزمون لایتر
Differential Ability Scales (DAS-II) ← مقیاس تواناییهای افتراقی
درمان (Treatment)
مدیریت جامع کمشنوایی باید شامل توجه به وضعیتهای پزشکی، مداخلات برای تقویت تکامل زبانی، مداخلات آموزشی، استفاده از وسایل کمکشنوایی، و حمایت و مشاوره خانوادگی باشد.
این کار بهصورت بهینه توسط تیمی از متخصصان انجام میشود که با خانواده، پزشک اطفال، متخصص گوشحلقوبینی، شنواییسنج (audiologist)، آسیبشناس گفتار و زبان، و معلمان کودکان ناشنوا یا کمشنوا همکاری میکنند.
پزشک اطفال، با ایفای نقش «خانه سلامت (Medical Home)»، هماهنگی بین مداخلات مختلف را بر عهده دارد.
شنواییسنجها شدت و نوع کمشنوایی را تأیید کرده و درباره تقویتکنندههای شنوایی (amplification) و فناوریهای کمکی (assistive technology) توصیههایی ارائه میدهند.
متخصص گوشحلقوبینی عملکرد گوش میانی را ارزیابی کرده و علل قابلدرمان جراحی مانند کولستئاتوم (cholesteatoma) یا اختلالات استخوانچهای (ossicular abnormalities) را بررسی میکند، و درباره کاشت حلزون گوش (cochlear implantation) نیز مشاوره میدهد.
هنگامیکه کمشنوایی قابلتوجه تشخیص داده شود، باید سمعک هرچه سریعتر (حتی در نوزادان) تجویز شود.
در نوزادان، آستانه شنوایی بر اساس نتایج آزمون ABR (Auditory Brainstem Response) تخمین زده میشود، و در مراحل بعدی، آزمونهای رفتاری شنوایی (behavioral hearing tests) برای تنظیم دقیقتر سمعک استفاده میگردند.
هدف از تقویت شنوایی، شنیدهشدن گفتار و صداهای محیطی بدون ایجاد آسیب یا ناراحتی ناشی از شدت زیاد صدا است.
انواع مختلف سمعک:
سمعکهای پشتگوشی (Behind-the-ear): متداولترین نوع برای کودکان، صدای تقویتشده را از طریق قالب گوش منتقل میکنند.
سمعکهای درونگوشی (In-ear): برای کودکان خردسال توصیه نمیشوند (بهدلیل خطر بلع یا استنشاق).
سیستمهای FM: معلم با میکروفون صحبت میکند و صدا مستقیماً به سمعک کودک منتقل میشود (بهویژه در محیط آموزشی).
دستگاههای انتقال استخوانی (Bone conduction devices): برای کودکانی با ناهنجاریهای کانال گوش خارجی (atresia) یا کمشنوایی انتقالی استفاده میشود.
کاشت حلزون گوش درمان را در کمشنواییهای شدید تا عمیق متحول کرده است.
این دستگاه شامل سه بخش است:
میکروفون (معمولاً پشت گوش قرار میگیرد)
پردازشگر گفتار (Speech processor) که صدا را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند
گیرنده داخلی (Internal receiver) که سیگنال را به الکترودهای چندکاناله داخل حلزون (Cochlear electrodes) منتقل میکند
این سیستم از سازمان تونوتوپیک (Tonotopic organization) سلولهای گانگلیونی حلزون استفاده میکند تا صداها در فرکانسهای مختلف رمزگشایی شوند.
نتایج پژوهشها نشان دادهاند:
بهبود قابلتوجه در درک صدا، گفتار، و توانایی زبانی
خطر پایین عوارض جراحی
بهترین نتایج در صورت کاشت پیش از ۱۲ ماهگی (و حداکثر تا ۲ سالگی)
بسیاری از کودکان با کمشنوایی عمیق که در این سن کاشت میشوند، هنگام ورود به مدرسه مهارتهای زبانی نزدیک به طبیعی دارند.
اصطلاحات کلیدی برای سئو و متن آموزشی:
Hearing aid ← سمعک
Cochlear implant ← کاشت حلزون گوش
Auditory brainstem response (ABR) ← پاسخ ساقه مغزی شنوایی
Amplification← تقویت شنوایی
Assistive technology ← فناوری کمکی
Bone conduction ← انتقال استخوانی
FM auditory system ← سیستم شنوایی FM
Tonotopic organization← سازمان تونوتوپیک
Early implantation← کاشت زودهنگام
Speech and language development ← تکامل گفتار و زبان
کودکانی که از هر نوع وسیله تقویت شنوایی استفاده میکنند — بهویژه کودکان دارای کاشت حلزون — نیازمند پیگیری جامع و هماهنگ همراه با گفتاردرمانی تخصصی و آموزشهای شنیداری هستند تا بتوانند معنی صداهای جدید را درک کرده و مهارتهای زبانی بهینه را توسعه دهند.
امروزه وسایل متنوعی برای حمایت از افراد دچار کمشنوایی وجود دارد، از جمله:
دستگاههای تلفن مخصوص ناشنوایان (TDD)
زیرنویس تلویزیون (Closed Captioning)
هشداردهندههای نوری یا لرزشی برای زنگ در یا تلفن
ابزارهای ارتباطی دیجیتال مانند ایمیل، پیامک و تبدیل گفتار به متن (Voice-to-Text)
این فناوریها موانع ارتباطی را تا حد زیادی از میان بردهاند و فرصتهای ارتباطی گستردهای برای کودکان و بزرگسالان ناشنوا فراهم کردهاند.
مداخله زودهنگام برای تقویت زبان و ارتباط مهمترین بخش درمان کودکان کمشنواست.
کودکان دارای کمشنوایی شدید و والدینشان باید از همان ابتدا با کمک متخصصان، سیستم ارتباطی مؤثر خود را پیدا و تثبیت کنند.
زبان اشاره (Sign Language / Manual Communication)
لبخوانی و گفتار (Oral Communication)
روش ترکیبی (Total Communication)
کودکان دارای کمشنوایی شدید بدون کاشت حلزون معمولاً در یادگیری لبخوانی و گفتار دچار مشکلاند و بهتر است از ابتدا در معرض زبان اشاره و روشهای دیداری قرار گیرند.
در مقابل، کودکانی که درجات خفیفتری از کمشنوایی دارند یا کاشت حلزون دریافت کردهاند، میتوانند با گفتار و مهارتهای زبانی شفاهی ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنند.
کودکان ناشنوا بیشترین سود را از همکاری با متخصصانی میبرند که در زمینه کار با کودکان دارای اختلال شنوایی آموزش دیدهاند و میتوانند:
بهینهترین مسیر تکاملی کودک را تعیین کنند
خانواده را برای حمایت مؤثر راهنمایی کنند
رشد هیجانی و اجتماعی کودک را تقویت نمایند
برنامه مداخله خانگی ایالت کلرادو (Colorado Home Intervention Program) نشان داد:
کودکانی که در چند ماه اول زندگی تشخیص داده شدند و خدمات دریافت کردند، از نظر زبان، گفتار و تکامل اجتماعی-عاطفی بهمراتب بهتر عمل کردند.
کودکانی که بعد از ۶ ماهگی تشخیص داده شدند، هرچند با مداخله بیشتر دچار تأخیر جدید نشدند، اما در تأخیرهای اولیه به سطح طبیعی نرسیدند.
| English Term | فارسی |
|---|---|
| Early intervention | مداخله زودهنگام |
| Speech and language therapy | گفتاردرمانی |
| Auditory training | آموزش شنیداری |
| Cochlear implant | کاشت حلزون |
| Assistive devices | وسایل کمکی شنوایی |
| Sign language | زبان اشاره |
| Oral communication | ارتباط گفتاری |
| Total communication | ارتباط ترکیبی |
| Language development | تکامل زبان |
| Social-emotional development | تکامل اجتماعی-عاطفی |
در کودکان سن مدرسه، مداخلات آموزشی باید متناسب با نیازهای فردی هر دانشآموز طراحی شوند. این خدمات طبق قانون آموزش افراد دارای ناتوانی (Individuals with Disabilities Education Act - IDEA) الزامی هستند.
گزینههای آموزشی برای کودکانی که کاهش شنوایی آنها بهطور کامل اصلاح نشده است، شامل موارد زیر میشود:
استفاده از مترجم زبان اشاره در کلاسهای معمولی،
شرکت در برنامههای ویژه در مدارس عادی،
یا ثبتنام در مدارس مخصوص ناشنوایان.
دانشآموزان دارای اختلال شنوایی حق دارند در محیط مدرسه از تمام دستگاهها و فناوریهای کمکشنوایی استفاده کنند که پیشتر ذکر شد. همچنین باید تسهیلات لازم هنگام آزمونها برایشان فراهم شود و هر سه سال یکبار ارزیابی مجدد انجام گیرد تا مشخص شود آیا مشکل یادگیری تازهای بروز کرده است یا خیر.
هدف نهایی این است که این کودکان بتوانند در فعالیتهای تحصیلی و اجتماعی بهطور کامل شرکت کنند. انتخاب بهترین محیط آموزشی برای رسیدن به این هدف، به ویژگیهای فردی کودک و امکانات نظام آموزشی منطقه بستگی دارد.